ایلیا و شعر مادر ....
سلام
امروز تو مهد ایلیا برنامه داشتن و همه مادرا رو دعوت کرده بودن . من هم مرخصی گرفتم و رفتم چون میدونستم ایلیا و همکلاسیهاش قراره سرود اجرا کنن .
اولش یه گزارشی از آموزشهایی که تو این مدت به بچه ها دادن و ارایه کردن و کتابچه های کار و کاردستیهای بچه ها رو دیدیم .
از همه جالبتر سرودی بود که ایلیا و دوستاش اجرا کردن .اولش ایلیا گفت : مامانیه مهربونم .... قدر تورو میدونم و بعد همشون شروع کردن. اشک همه مامانا رو درآوردن . ایلیا خودش هم با بغض میخوند .....
مامانی یه دل پاک داره
یه صورت ماه داره
دوتا دستهای قشنگش
عطر گل یاس داره
و ......
به ایلیا گفتم خیلی قشنگ اجرا کردین
گفت ولی من بغض کرده بودم نتونستم خوب بخونم . احساساتی شده بودم .
قربون او احساس قشنگت بشم من پسر قشنگ و مهربون من

---------
روز مادر و به همه مامانای گل تبریک میگم
امروز تو مهد ایلیا برنامه داشتن و همه مادرا رو دعوت کرده بودن . من هم مرخصی گرفتم و رفتم چون میدونستم ایلیا و همکلاسیهاش قراره سرود اجرا کنن .
اولش یه گزارشی از آموزشهایی که تو این مدت به بچه ها دادن و ارایه کردن و کتابچه های کار و کاردستیهای بچه ها رو دیدیم .
از همه جالبتر سرودی بود که ایلیا و دوستاش اجرا کردن .اولش ایلیا گفت : مامانیه مهربونم .... قدر تورو میدونم و بعد همشون شروع کردن. اشک همه مامانا رو درآوردن . ایلیا خودش هم با بغض میخوند .....
مامانی یه دل پاک داره
یه صورت ماه داره
دوتا دستهای قشنگش
عطر گل یاس داره
و ......
به ایلیا گفتم خیلی قشنگ اجرا کردین
گفت ولی من بغض کرده بودم نتونستم خوب بخونم . احساساتی شده بودم .
قربون او احساس قشنگت بشم من پسر قشنگ و مهربون من
---------
روز مادر و به همه مامانای گل تبریک میگم
|+|
نوشته شده توسط رویا در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 و ساعت 17:54


